دیماه 6, 1387 1:48 بعدازظهر
عشق يعني گرفتن دست يكديگر در خيابان و خودنمايي كردن
ازدواج يعني دعوا كردن در خيابان و توجه همه را جلب كردن
عشق يعني خوردن عذا در بهترين رستوران
ازدواج يعني خوردن غذاي آماده در خانه
عشق يعني صحبت كردن درباره بچه دار شدن
ازدواج يعني صحبت كرند درباره چطور خلاص شدن از دست بچه ها
عشق يعني زود به رختخواب رفتن
ازدواج يعني زود خوابيدن
عشق باعث از دست رفتن اشتها ميشه
ازدواج باعث از دست رفتن قيافه ميشه
عشق يعني داشتن وقت
ازدواج يعني نداشتن وقت
عشق يعني برنامه ريزي براي آينده
ازدواج يعني خراب شدن آينده
عشق يعني سحرخيز بودن
ازدواج يعني خواب آلود بودن
عشق يعني دادن اولين الويت به معشوق
ازدواج يعني دادن آخرين الويت به معشوق
عشق يعني بلند پروازي
ازدواج يعني شكستن پر و بال
توسط IRSMG
|
در شاخه: سرگرمی, طنز
|
بدون نظر
آذرماه 23, 1387 10:28 صبح
پيشنهادي جالب از يک هم ميهن درباره امارات يکي از هم ميهنان در پيشنهادي
جالب با توجه به مسائل اخير پيش آمده و گستاخيهاي امارات نوشت: چرا اسم
خيابان ظفر را به خليج فارس عوض نميکنند تا امارات مجبور بشه براي آدرس
سفارتش از اين اسم استفاده کنه ؟ در ضمن يه بخشنامه هم به پست بدهند که هر
نامه اي به اين آدرس بود اگر اسم خليج فارس را ننوشته بود با ذکر علت به
فرستنده ارجاع بدهند. اگر به نظر شما هم پيشنهاد جالبي است براي بقيه هم
بفرستيد شايد به گوش مسئولان برسد
توسط IRSMG
|
در شاخه: اجتماعی, ادبی, ایران, جهان, جوک و اس ام اس, داستان, دانلود نرم افزار, در گوشی ..., سرگرمی, سیما و سینمای ایران, سینمای جهان, طنز, علمی, عکس های جالب و دیدنی, فال, فرهنگ و هنر, متفرقه, مذهبی, موبایل, موسیقی, کامپیوتر و تکنولوژی
|
بدون نظر
آذرماه 22, 1387 9:00 صبح
همه ما میدونیم علائم راهنمایی و رانندگانی علائمی بین المللی هستند و از امریکا گرفته تا ته قبائل آفریقا ، این علائم یه معنی مشترک میدهند. اما همه ما یه چیز دیگه هم میدونیم و اون هم اینکه این علائم شامل ایران نمیشه و علائم راهنمایی و رانندگی برای ما یه معنی خاص دیگه ای میده.من امروز تصمیم گرفتم این علائم رو به صورت موشکافانه ای براتون بررسی کنم تا از این به بعد با خیال راحت تری به رانندگی در خیابان های کشورمون بپردازید:
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 17, 1387 11:48 بعدازظهر
دخترها نميتوانند:
1- با داشتن دماغي تير كموني يا عقابي متاليك به جراح مراجه نكنند!
2- با ديدن يكي خوش تيپتر از خودشون، ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند!
3- با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60 سانتي نپوشند و احساس قد بلندي نكنند!
4- روزي 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزي 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!
6- از مهموني و عروسي و براي هم خالي نبندند و با خاليبندي لايه اوزون رو سوراخ نکنند!
7- با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگلي نكنند و فكر نكنند كه مادر زادي همينجوري بودن!
8- مطالب چرت و پرت اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند!
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 17, 1387 11:44 بعدازظهر
«پسر برتر از دخترآمد پديد»
پسر جمله را گفت و چيزي نديد
نگو دخترك با يكي دسته بيل
سر آن پسر را شكسته جميل
بگفتا:«جوابت نباشد جز اين
نگويي دگر جمله اي اين چنين
!وگرنه سر و كار تو با من است
كه دختر جماعت به اين دشمن است.»
پسر اندكي هوشياري بيافت
سرش چون انار رسيده شكافت
پسر گفتش:«اي دختر محترم
كه گفته كه من از شما بهترم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
كه دختر جماعت به كل برتر است
ز جن تا پري از همه سر تر است
پسر سخت بيجا كند،مرگ بيد
كه برتر ز دختر بيايد پديد!»
پس آن ضربه خيلي نشد نابه جا
كه يك مغز معيوب شد جابه جا
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 17, 1387 11:43 بعدازظهر
دختری هستم به سن سی و سه * فارغ از درس و کلاس و مدرسه
مدرک لیسانس دارم در زبان * دارم از خود خانه و جا و مکان
مرغم و خواهم زبهر خود خروس * مانده ام در حسرت تاج عروس
مبل و اسباب و لوازم هر چه هست * پنکه و سرویس خواب و فرش
و تخت
هست موجود و جهازم کامل است * پول نقد و زانتیا هم شامل
است
هرچه گوئی هست و تنها شوی نیست * برسرم گیسو و زلف و موی
نیست
ترسم از بی شوهری گردم تلف * بر دهانم آید از اندوه کف
کاش جای این همه پول و پِله *گیر میکرد شوهری توی تله
میشدم عبد و کنیز شوی خود * می نمودم چاره درد موی خود
گیسوانی عاریت چون یال اسب * می نشاندم بر سَرَم با زور
چسب
زلف خود را چون پریشان کردمی * حتم دارم دردلش جا کردمی
آنچنان شوری زخود برپاکنم *تاکه شاید در دلش ماًوا کنم
بارالها تو کرم کن شوی را * خود مرتب میکنم این موی را
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 17, 1387 11:42 بعدازظهر
توی کوچه قد کشیدم ، توی گرد ُ دودُ سوزن
با شب ُ دشنه گره خورد ، همه ی زندگی من
خشته ام اژ هرچی جنشه، اژ شورنگ و خون و شوژن
با چه چیژایی گره خورد، روژای ژندگی من!
جون هرچی بامرامه، رشیدم به شیم آخر
دشتامو بگیر تو دشتت، کمکم بکن برادر!
_ یک مهندش مامانی !_ آرژوم بوده همیشه
نه کشی که بخت نحشش تو مبال نوشته می شه!
کاشکی یک آدم لوتی، فکر آژادی من بود
فکر اژ قفش پریدن، اژ قفش رها شدن بود!
توی جیبام پر جنشه، پر جنشایی که تارن
پر جنشای گرونی که رقیبی هم ندارن!
روی شورتم همیشه، جای ژخم شُرخ پنجه ش
پنجه گربه کوچه، یه چیژی مثل شکنجه ش!
شده ام جوجه گربه، واقعا توی عژابم
چی می شد بشکنه روژی شورت ژشت نقابم؟!
شبا توی کوچه هشتم ، مهمون یه جور ژیافت
همنشین گربه های اهل فتنه و خیانت!
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 17, 1387 10:23 بعدازظهر
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم
از زن و غر زدن روز و شبش آزادم
نه کسی منتظرم هست که شب برگردم
نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم
زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب
نرود از سر ذلت به هوا فریادم
"هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست"
نکته ای بود که فرمود به من استادم
شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور
چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم
هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند
محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)
زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!
مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم
مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم
نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!
هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم
نه برای دل هر دختر و زن فرهادم
الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: "من
از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟"
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 15, 1387 11:01 بعدازظهر

ادعای مورخین قزوینی : کسی که پیراهن یوزارسیف را از پشت پاره کرده ، پوتیفار بوده نه زلیخا
و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد !
پس از سریال پر طرفدار یوسف سریال زیبای لوط نبی در قزوین ساخته و بزودی پخش خواهد شد
یک منبع اگاه اعلام کرد که همزمان با پخش صحنه ورود یوزارسیف به مهمانی زلیخا ۹۹% مردان قزوینی دست خود را باچاقو بریدند وی افزود ۱% باقیمانده که موفق به دیدن صحنه نشده بودند رگ گردن خودرا با چاقو بریدند !!!
و اما این جالب تره :
توسط IRSMG
|
در شاخه: در گوشی ..., سرگرمی, سیما و سینمای ایران, طنز
|
بدون نظر
آذرماه 15, 1387 10:42 صبح
اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :
در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره .... فکر کنم خودش از خارج خریده
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده
توسط IRSMG
|
در شاخه: اجتماعی, طنز
|
بدون نظر
آذرماه 13, 1387 7:42 صبح
نام شغل : مربی اسب سواری
مکان شغل : سواحل جامائیکا
حقوق : 5$ در هفته
تعداد افراد مورد نیاز : 3 نفر
متقاضیان ( تا کنون ) : 6,437,943
وظایف :
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 11, 1387 6:59 صبح
1- اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمی گذارند، از قبیل آهو، غزال، پروانه، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!
2- در عروسی می تونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!
3- می تونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!
4- از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمی کنید!
5- مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمی کنه!
7- در موقع استرس هیچ وقت ناخنهای خود را نمی جوید!
8- هفته ای دو بار شکست عشقی نمی خورید!
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 10, 1387 9:35 بعدازظهر
چرا عسل زرد رنگ است؟
الف) بخاطر نور آفتابی که به گل ها می خورد
ب) به خاطر اینکه گرده گل ها به طور طبیعی زرد رنگ است
ج) به خاطر اینکه به این صورت ساخته می شود
4) نمی دانم
پاسخ را می توانید انتهای ایمیل پیدا کنید.
قدری پایین تر
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 10, 1387 11:00 صبح
اوايل شب بود. دلشوره عجيبي تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد از اينكه راه افتاديم به اصرار مادرم يك سبد گل خريديم. خدا خير كساني را بدهد كه باعث و باني اين رسم و رسومهاي آبكي شدند. آن زمانها صحراي خدا بود و تا دلت هم بخواهد گل! چند شاخه گل مي كندن و كارشان راه مي افتاد، ولي توي اين دوره و زمونه حتي گل خريدن هم براي خودش مكافاتي دارد كه نگو نپرس!!! قبل از اينكه وارد گلفروشي بشوي مثل «گل سرخ» سرحال و شادابي ولي وقتيكه قيمتها را مي بيني قيافه ات عين «گل ميمون» مي شود. بعدش هم كه از فروشنده گل ارزان تر درخواست مي كني و جواب سر بالاي جناب گلفروش را مي شنوي، شكل و شمايلت روي «گل يخ» را هم سفيد مي كند!!! البته ناگفته نماند كه بنده حقير سراپا بي تقصير هنوز در اوان سنين جواني، حدود اي «سي و نه» سالگي بسر برده و اصلاً و ابداً تا اطلاع ثانوي نيز نيازي به تن دادن به سنت خانمانسوز ازدواج در خود احساس نمي نمودم منتهي به علت اينكه بعضي از فواميل محترمه خطر ترشي افتادگي، پوسيدگي روحي و زنگ زدگي عاطفي اينجانب را به گوش سلطان بانوي خاندان مغزّز «مقروض السلطنه» يعني وزير «اكتشافات، استنطاقات و اتهامات» رسانده بودند فلذا براي جلوگيري از خطرات احتمالي عاق شدگي زودرس و بالطبع محروم ماندن از ارث و ميراث نداشته و يا حرام شدن شير ترش مزه نخورده سي و هشت سال پيش و متعاقب آن سينه كوبيدن ها و لعن و نفرين هاي جگرسوز نمودن و آرزوي اشّد مجازات در صحراي محشر و از همه بدتر سركوفت فتوحات بچه هاي فاميل و همسايه مبني بر قبول شدن در رشته هاي دانشگاهي؛ نانوايي سنگكي اطاق عمل،تايتانيك پزشكي، مهندسي فوتولوس و متلك شناسي هنرهاي تجسمي، صلاح را بر آن ديدم كه حب سكوت و اطاعت خورده و به خاطر پيشگيري از بمباران شدن توسط هواپيماهاي تيز پرواز «لنگه كفشهاي F14» و موشكهاي بالستيك «نيشگون ها و سقلمه هاي F11» و غش و ضعف هاي گاه و بيگاه «مادر سالار» به همراه از خانه بيرون كردنهاي «پدر سالار» و تهديدات جاني و مالي فوق العاده وحشتناك همشيره هاي مكرّمه با مراسم خواستگاري امشب موافقت به عمل آورده و خود را به خداوند منان بسپارم.
توسط IRSMG
|
در شاخه: داستان, طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 9:09 بعدازظهر
پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !
یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین میانداخت و هی میگفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 9:07 بعدازظهر
منطقه1
روزها برق باشد، شبها به علت برهم خوردن مجالس پارتی از ساعت 20 تا 3 صبح برق برود
منطقه 2-3
مانند بالا
منطقه 4
روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 9:04 بعدازظهر
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 9:03 بعدازظهر
شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که
کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها
پرسیدهاند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این
سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه
خود به احمقانه بودن آن اعتراف کردهاند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که
از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 8:59 بعدازظهر
شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن
مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالی را خواهیم گذراند. یک هفته تنها .
عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست و حسابی تنظیم کنم. اینطوری
میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی را در رختخواب و
چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبی
محاسبه کرده ام. وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه
روی کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر
از دست این کارهای جزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه
را میشود انجام داد . فقط به یک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. برای شام هم
من و پسرم استیک داریم. پس رومیزی قشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و
شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تا محیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها
بود که آنقدر احساس راحتی نکرده بودم.
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر
آذرماه 6, 1387 8:21 صبح

|
براي خوشحال کردن يک زن...
يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :
|
توسط IRSMG
|
در شاخه: طنز
|
بدون نظر